قهرمان ميرزا عين السلطنه
1291
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شش ماهه مواجب بدهند راضى نمىشوند . حالا دستهبهدسته تكليف وصول منال خود را دانسته و راه آن را بهدست آوردهاند كه به خوشى نمىدهند . اين مواجب را مىدهند اما تا مردم را از آبرو نيندازند و خودشان را رسوا نكنند ممكن نمىشود . حالا صاحبمنصبان و تابين توپخانه زمزمهء بست را مىكنند . امروز قبل از آمدن امير توپخانه اين مذاكره را مىكردند كه اتفاق در ماها نيست و الّا تاكنون مواجب خود را گرفته بوديم . قبح اين كارها برداشته شده . آنوقت كه فوج يا صاحبمنصبان بست مىرفت يا شكايت مىكرد تنبيه و سياست و اخراجى بود ، گذشت . فوج قزوين از فوج قزوين چهار سال قبل چند نفر جمع شده يك نفر مقصر كه برادر سرباز بود و سعد السلطنه در طهران گرفته همراه به قزوين مىبرد ، از مهمانخانهء شاهآباد شبانه كشيده آوردند ، فرداى آن چهار نفر سرهنگ و ياور در ميدان توپخانه تازيانه خورده قداره و نشان كلاه آنها را كندند . منتظم الدولهء سردار را كه سركردهء آنها بود نايب السلطنه با چوبدست خود زد و عزل شد . سى چهل نفر تابين را هم تنبيه صحيح كرده اخراج نمودند . حالا فوج قزوين سه ماه است شورش كرده آنهمه هرزگى كرده و مىكنند احدى تنبيه نمىشود . همانطور توپچى قزوينى ، همينطور فوج عرب و عجم . بارى متصل اغتشاش است . ملاير و سيف الدوله از آنجا خانهء حضرت و الا رفتم . سابقا نوشته بودم ملايريها مدتها است از دست سيف الدوله طهران شكايت آمدهاند كه ملك و رعيت آنها را تماما برده و دهات آنها را چه در ايام حكومت غارت كرده ، چه الان بواسطه تسلط ملكى و رعيتى مىكند . هرچه شكايت كرده عرض و داد نمودند بواسطهء سردار و عين الدوله و تقلبات خود او اثر نكرده همهجا جواب كردند . شيخ الاسلام ملاير كه از آن آدمهاى حرّاف زرنگ نمرهء اول است با ناظم العلماى آنجا هردو صاحب ملك و همسايهء سيف الدوله مىباشند . سه ماه است شيخ الاسلام و دو سال است ناظم عارض مىباشند . « 1 » شنيده بودم سفارت روس رفته عرض كرده عريضه دادهاند . برحسب اتفاق يك روز عصر به خانهء من آمد . امروز هم خدمت حضرت و الا حكايت ملاقات خود را با وزيرمختار روس بيان مىكرد . با تفصيلاتى خيلى طولانى . مختصر آن را مىنويسم .
--> ( 1 ) - با همهء اين زرنگى و حرّافى بهقول نويسنده ، بعد از دو سال شكايت نتوانسته داد خود را از حكومت جور بگيرند . ناشر